۲۰ سال دیگر
به خاطر کارهایی که نکرده ای بیشتر حسرت خواهی خورد...
تا بخاطر کارهایی که کرده ای!![]()
![]()
زندگی بدون عشق بی معنی است و خوب بودن بدون عشق غیر ممکن است!!!
۲۰ سال دیگر
به خاطر کارهایی که نکرده ای بیشتر حسرت خواهی خورد...
تا بخاطر کارهایی که کرده ای!![]()
![]()
عاشقی را عشق بورز.....از جدایی ها دوری کن...
از تنفر متنفر باش...
گفتارت را نیک اغاز کن...
کردارت را نیک کن....
و همواره پندارت نیکو باشد تا انسانیت را در یابی...
افتادن در گل و لاي ننگ نيست؛
ننگ آن است که در آن بماني
!
وقتی کسی تصمیمی می گیرد....![]()
در واقع خود را به جریان قوی برقی وصل می کند که که او را به جایی می برد که هنگام گرفتن ان تصمیم ..حتی تصورش را هم نمی کرد...![]()
![]()
![]()
![]()
حتما این حسو تجربه کردید
!!!
می دونید همه ادما به این نیاز دارند که یک عشق تو زندگیشون داشته باشن...
اما ایا ما لایق عشق هستیم؟؟؟؟
جنبه اینو داریم که اگه یکی دوسمون داشت براش طاقچه بالا نذاریم و خودمونو براش نگیریم؟
بیایید فقط دنبال بدست اوردن عشق کسی نباشیم ... بلکه خود رو لایق عشق کنیم....
هر کسی لیاقت عشق رو نداره....بیایید لایق شویم...![]()
![]()
![]()
هفت نصيحت از مولانا :
1 ) گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن
(مثل رود) •
۲ ) باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد) •
3 ) اگركسي اشتباه كردآن رابپوشان
(مثل شب) •
4 ) وقتي عصباني شدي خاموش باش
(مثل مرگ) •
5 ) متواضع باش و كبر نداشته باش
(مثل خاك) .
6 ) بخشش و عفو داشته باش
(مثل دريا ) •
7 ) اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش
(مثل ایینه).
نگران چاله های بین راه نباش و از سفرت لذت ببر!!!![]()
ان چه نگرانت می کند سرانجام بر تو چیره خواهد شد !![]()
نگرانی مثل صندلی گهواره ای است که تکان می خورد
و سرگرمتان می کند اما شما را به جایی نخواهد رساند!![]()
هیچ شمعی با روشن کردن شمع دیگر خاموش نمی شود!![]()
![]()
![]()
نخستين گام را بسوي عشق حقيقي برداشته است!
درست به ان مي ماند که تکه سنگي را در درياچه اي بيندازي ...
نخست دايره هايي بيرامون تکه سنگ ايجاد مي شوند که بسيار به سنگ نزديکند!
و در چه جاي ديگري مي توانند بوجود ايند؟
سبس اين دايره ها بسط مي يابند و به دور ترين ساحل مي رسند!!!
۲روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که اصلا زندگی نکرده است
!
تقویمش پر شده بود و تنها ۲روز خط نخورده باقی مانده بود.![]()
پریشان شد و اشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد.![]()
التماس و در خواست کرد اما خدا سکوت کرد
!
به پرو پای فرشته ها پیچید اما باز هم خدا سکوت کرد!![]()
فریاد زد و جارو جنجال براه انداخت...
!
اما باز هم خدا سکوت کرد!
دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد....![]()
وخدا سکوتش را شکست و گفت:بنده من !
یک روز دیگر هم رفت و تو تمام روز را با بدو بیراه گفتن و جارو جنجال از دست دادی!تنها یک روز دیگر باقی مانده است....بیا این یک روزت را زندگی کن.![]()
او با گریه گفت:اما با یک روز چکار می توان کرد؟![]()
خداوند فرمود :انکس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند گویی که هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی یابد هزار سال هم بکارش نمی اید!!!!!![]()